فرهنگ لغت

ابیداد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابیداد. [ اَ ] (اِ مرکب ) پاره ای لغت نامه های فارسی این کلمه را معنی بیداد داده و به بیت ذیل سوزنی تمسک کرده اند، و شاهد دیگری دیده نشده است : ستمکاره یار است و من مانده عاجز که تا با ابیداد او چون کنم چون . سوزنی . لیکن در تذکره ٔ تقی الدین و نیز دو نسخه ٔ سوزنی کهن که در کتابخانه ٔ من هست بیت بصورت ذیل آمده است : ستمکار یار است و من مانده عاجز که تا بار بیداد او چون کشم چون .

معنی ابیداد | فرهنگ لغت