ابی شک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابی شک . [ اَ ش َ ] (اِخ ) (پدر خطا) دختر زیبای شونمیة از طایفه ٔیساکار پرستار داود که پس از داود ادونیاه خواستار او شد و مرادش این بود که با ازدواج او سلطنت را نیزدارا شود و سلیمان او را بجزای کردار وی هلاک کرد.