ابکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابکار. [ اِ ] (ع مص ) بشبگیر رفتن . (زوزنی ).بامداد کردن و کسی را بر آن داشتن . (تاج المصادر). پگاه برخاستن . (زوزنی ). پگاه خیزانیدن . وارد شدن بر آب صبحگاهان . ◄ شتاب نمودن . ◄ (اِ) بامداد. (مهذب الاسماء). اول روز. مقابل عَشی ّ.
ابکار. [ اَ ] (ع ص، اِ) ج ِ بکر. دوشیزگان . دختران دوشیزه . (وطواط). بکر بالکسر؛ دوشیزه، یقع علی الرجل و المرئة. (منتهی الارب ). رجوع به کلمه ٔ دوشیزه و بکر شود.
ابکار. [ اَ ] (اِ) اَبکاره . کشت و زرع . کشاورزی . حَرْث : چوورزه به ابکار بیرون شود یکی نان بگیرد بزیر بغل . ناصرخسرو. توسعاً، مزرع : دزدیست آشکاره [ روزگار ] که نستاند جز باغ و حائط و رز و ابکاره . ناصرخسرو.