ابومکیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابومکیة. [ اَ م َک ْ کی ی َ ] (اِخ ) فرزدق و این کنیت دیگر اوست و از آنرو وی را ابومکیّه گویند که او را دختری مسماة بمکیّه بوده است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابومکیة. [ اَ م َک ْ کی ی َ ] (اِخ ) فرزدق و این کنیت دیگر اوست و از آنرو وی را ابومکیّه گویند که او را دختری مسماة بمکیّه بوده است .