ابومسهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابومسهر. [ اَ م ُهَِ ] (اِخ ) الأعرابی . یکی از فصحای عرب . و از او ابوعطیّة حردبن قطن الثکنی روایت کند. (ابن الندیم ).
ابومسهر. [ اَ م ُ هَِ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن مروان بن یسیره ٔ نحوی . یکی از علمای لغت و نحو. او راست : کتاب الجامع در نحو، کتاب المختصر، کتاب اخبار ابی عیینه محمدبن ابی عیینه . (ابن الندیم ). و رجوع شود به معجم الأدباء چ مارگلیوث ج ٦ ص ٢٧٩.
ابومسهر. [ اَ م ُ هَِ ] (اِخ ) عبدالأعلی بن مسهربن عبدالأعلی الغسّانی الدمشقی . محدث است و از سعیدبن عبدالعزیز روایت کند.