ابومحمود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابومحمود. [ اَ م َ ] (ع اِ مرکب ) حمار وحشی . (المرصع).
ابومحمود. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن احمدبن محمد مقدسی . ملقب به شهاب الدین . وفات ٦٦٥ هَ . ق . اوراست : افحام المماری باخبار تمیم الداری . (کشف الظنون ). و رجوع به احمدبن محمدبن ابراهیم المقدسی شود.
ابومحمود. [ اَ م َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن ابراهیم بن هلال . رجوع به احمد... شود.