ابول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابول . [ اُ ] (ع مص ) بالا کشیدن و دراز شدن گیاه بآن حدّ که شتر تواند چرید. ◄ بعلف بسنده کردن شتر از آب . بسنده کردن ستور بگیاه تر از آب . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ بازایستادن مرد از آرمیدن با زن خویش . ◄ پارسا شدن . ◄ گذاشته شدن اشتر بچرا بی ساربان و غائب شدن یا وحشت نمودن شترها.
ابول . [ اُ ] (ع اِ) گله یا گروهی از پرندگان . ◄ گروهی از اسبان . ◄ گروهی اشتران . ◄ پی درپی آینده از ایشان . ج، ابابیل .
ابول . [ اَ وَ ] (ع ن تف ) شاشنده تر: اَبوَل من کلب .