فرهنگ لغت

ابوغبشان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابوغبشان . [ اَ غ َ ] (اِخ ) محترش بن خلیل از قبیله ٔ خزاعه . این مرد داستان و مثل گولی و غبن معامله و ندامت و پشیمانی است، چه وقتی در مستی سدانت کعبه را که در عرب شرافتی بی عدیل است در مقابل خیکی شراب، بقبیله ٔ قریش بفروخت .

معنی ابوغبشان | فرهنگ لغت