فرهنگ لغت

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۵۷۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

جان و دل من فدای خاک در تو گر فرمایی بدیده آیم بر تو وصلت گوید که تو نداری سرما بی‌سر بادا هر که ندارد سر تو

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۵۷۲ | فرهنگ لغت