ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۷۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شوخی که به دیده بود دایم جایش رفت از نظرم سر و قد رعنایش گشت از پی او قطره ز نان مردم چشم چندان که زاشک آبله شد بر پایش
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شوخی که به دیده بود دایم جایش رفت از نظرم سر و قد رعنایش گشت از پی او قطره ز نان مردم چشم چندان که زاشک آبله شد بر پایش