ابوسعید ابوالخیر | ابیات پراکنده | تکه ۳۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
کار همه راست چنانکه بباید حال شادیست شاد باشی شاید انده و اندیشه را دراز چه داری دولت تو خود همان کند که بباید رای وزیران ترا به کار نیاید هر چه صوابست بخت خود فرماید چرخ نیارد بدیل تو ز خلایق وانکه ترا زاد نیز چون تو نزاید ایزد هرگز دری نبندد بر تو تا صد دیگر به بهتری نگشاید