فرهنگ لغت

ابن منکلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن منکلی . [ اِ ن ُ ؟ ] (اِخ ) محمدبن منکلی، نقیب عسکر مصر بزمان اشرف شعبان، سلطان مصر (از٧٦٤ تا ٧٧٨ هَ . ق .). او راست : کتاب الاحکام الملوکیة و الصوابط الناموسیة فی فن القتال و آن مشتمل بر ١٢٧ باب باشد در صفت کشتی های جنگی و آلات و حرکات آن وگشاد توپها و زراقات . و کتاب انس الملا بوحش الفلا.

معنی ابن منکلی | فرهنگ لغت