فرهنگ لغت

ابن مسجح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن مسجح . [ اِ ن ُ م ِ ج َ /م ُ ج ِ ] (اِخ ) ابوعثمان . از خنیاگران مشهور اوائل اسلام . اصلاً زنجی بود و در حجاز میزیست . بعض آهنگهای فارسی و رومی را با اشعار عرب تطبیق کرد و چندین بار به شام رفت و با عبداﷲبن مروان خلطه و آمیزش داشت .

معنی ابن مسجح | فرهنگ لغت