فرهنگ لغت

ابن مخاض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن مخاض . [ اِ ن ُ م َ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب ) اشتر نرینه ٔ یکساله ٔ بدوّم درآمده . ◄ اشتر یک ساله . (مهذب الاسماء). شتربچه که مادرش گشنی یافته باشد. و شتر ماده ٔ یکساله ٔ بدوم درآمده را بنت مخاض گویند. ج، بنات مخاض .

معنی ابن مخاض | فرهنگ لغت