فرهنگ لغت

ابن قریش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن قریش . [ اِ ن ُ ؟ ] (اِخ ) قاضی صفی الدین ابوالمجید عبدالرحمن بن عبدالعزیز. از مشاهیر کُتّاب . و او در خدمت صلاح الدین ایوبی شغل کتابت داشت . در ٥٨٦ هَ .ق . به عَکّه مقتول و در قدس شریف دفن شده است و قصبه ٔ قیساریه ٔ ابن قریش به مصر بدو منسوب است .

معنی ابن قریش | فرهنگ لغت