ابن قاص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن قاص . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) ابوالعباس احمدبن ابی احمد. فقیه شافعی، شاگرد ابن سریج . مولد و موطن او مازندران . وقتی قاضی طرسوس بوده و در همانجا هنگامی که بر منبر مجلس میگفته فجاءةً درگذشته است . او را میان علمای شافعی شهرتی بکمال است و کتب قلیل الحجم کثیرالنفع دارد، ازجمله : کتاب التلخیص . کتاب ادب القاضی . کتاب المفتاح . کتاب دلائل القبله . کتاب المواقیت . وفات او به سال ٣٣٥ یا ٣٣٦ هَ .ق . بوده است .