ابن علاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن علاف . [ اِ ن ُ ع َل ْ لا ] (اِخ ) ابوبکر حسن بن علی نهروانی شاعر. یکی از ندمای معتضد خلیفه ٔ عباسی . وفات به سال ٣١٨ هَ .ق . و او را اشعار رائقه است، ازجمله قصیده ای است در رثاء گربه ٔ خویش که کبوتران همسایه را خورده و همسایه او را بقصاص بکشته است . گویند در این مرثیه از گربه و قتل او به ابن معتز و کشته شدن او کنایت کرده است و از آن قصیده است : یا هِرﱡ فارقتنا و لم تَعُدِ و کنت عندی بمنزل الولد فکیف ننفک ّ عن هواک و قد کنت لنا عدة من العدد تطرد عنا الأذی ̍ و تحرسنا فی الغیب من حیة و من جرد [ کذا ].