ابن عطیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن عطیه . [ اِ ن ُ ع َ طی ی َ ] (اِخ ) ابومحمد. از شعرا و ادبای اندلس . شاگرد لسان الدین بن خطیب . مولد او به سال ٧٠٩ هَ .ق . در وادی آش، و در همانجا منصب امامت و خطابت و سپس شغل قضا داشته است و بعد بغرناطه شده و در مسجد اعظم آنجا خطیب بوده است .
ابن عطیه . [ اِ ن ُ ع َ طی ی َ ] (اِخ ) ابوبکر. یکی از ادبا و شعرای اندلس . اوسفری بشرق کرده و در مائه ٔ پنجم هجری میزیسته است .
ابن عطیه . [ اِ ن ُ ع َ طی ی َ ] (اِخ ) ابومحمد عبدالحق بن ابی بکر، فرزند ابن عطیه ابوبکر. او را در فقه و حدیث و تفسیر و نحو و لغت ید طولی بود و در ٥٢٩ هَ .ق . مقام قضای مریه داشت و سپس او را قضای جزیره ٔ میورقه دادند و او از قبول آن سر باززد. وی را علاوه بر اشعار و رسائل تفسیر مشهور و معتبری است موسوم به الوجیز. مولد او به سال ٤٨١ هَ .ق . و وفات در سنه ٔ ٥٤٦ بوده است .