ابن طولون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن طولون . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) شمس الدین محمدبن علی بن محمدبن طولون الشامی . مولد او به دمشق . در قاهره دانش و ادب فراگرفت و بمدرسه ٔ صالحیه تدریس نحو وحدیث میکرد. وفات او به ٩٥٥ هَ .ق . است . او را در علوم مختلفه تصانیف بسیار است، از جمله : الغرف العلیه فی تراجم مشاهیر الحنفیه . التمتع بالاقران در تراجم علمای مائه ٔ نهم و دهم هجری . الدررالفاخره . الدررالغوالی . تحذیرالعباد من الحلول والاتحاد و غیر آنها. و صاحب کشف الظنون نام مؤلف کتاب الغرف العلیه را ابن طولون اسحاق بن حسن حارثی متوفی به سال ٩٥٣ گفته است .
ابن طولون . [اِ ن ُ ] (اِخ ) امیر ابوالعباس احمدبن طولون . اولین کس از سلسله ٔ بنی طولون که تا ٢٩٢ هَ .ق . به مصر پادشاهی داشته اند. طولون پدر احمد، مملوک نوح بن اسد سامانی عامل بخارا بود و او طولون را بمأمون خلیفه بخشید. مولد احمد سامرا به سال ٣٢٠ و از دست معتز عباسی ولایت مصر یافت و در رمضان ٢٥٤ وارد آن کشور شد. در جنگ عباسیان با صاحب الزنج ابن طولون بر شام و ثغور آن نیز مسلط گشت . ذکاء و شجاعت و سخاء او معروف است . او جزئیات امور به تن خویش رسیدگی میکرد و با اینهمه مردی سفاک بود چنانکه گویند هجده هزار تن در حبس او بمردند و یا کشته شدند. جامع معروف بجامع طولون در مصر او کرد و صد و بیست هزار دینار صرف بناء آن شد.