ابن سید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن سید. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) احمدبن ابان بن سید. لغوی مشهور. معروف بصاحب شرطه، شاگرد ابوعلی قالی . موطن قرطبه . و او راست کتابی در لغت موسوم به العالم، در صد مجلد بترتیب اجناس و آنرا از فلک آغاز و بذره ختم کرده است . وفات او هم بشهر قرطبه به سال ٣٨٢ هَ .ق . و ابن سید در نام احمد مزبور منکّراً آید.
ابن سید. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) ابومحمد عبدالعزیزبن احمدبن سیدبن مغلس قیسی لغوی . از مردم اندلس . در آغاز به مصر هجرت کرد و نزد ابوالعلا صاعدبن حسن ربعی و ابویعقوب یوسف بن یعقوب و دیگر دانشمندان، ادب و علم فراگرفت و سپس در بغداد بافادت و استفادت پرداخت و عاقبت به مصر مراجعت کرد و در سال ٤٢٧ هَ.ق . بدانجا درگذشت . او را اشعار بسیار و نیکوست .