ابن سلام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن سلام . [ اِ ن ُ ؟ ] (اِخ ) شاگرد بطولس و یکی از صُنّاع آلات فلکی است . (ابن الندیم ).
ابن سلام . [ اِ ن ُ س َ ] (اِخ ) در افسانه ٔ مشهور نام شوهر لیلی معشوقه ٔ مجنون قیس عامری .
ابن سلام . [ اِ ن ُ س َل ْ لا ] (اِخ ) رجوع به ابوعبید قاسم بن سلام شود.