ابن خاقان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن خاقان . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) ابونصر فتح بن محمدبن عبیداﷲبن خاقان . وفات ٥٣٥ یا ٥٢٩ هَ .ق . شاعر و ادیبی از اهل اشبیلیه . صاحب کتاب قلائدالعقیان . او در شهر مراکش در مسکن خود کشته شد، و گویند امیرالمسلمین علی بن یوسف بن تاشفین بکشتن او اشارت کرد. در قلائدالعقیان بسیاری از شعرای اندلس را ذکر کرده و از اشعار هر یک نبذه ای آورده است و در آن کتاب از ابن باجه نکوهش بسیار کرده و او را بکفر و تعطیل نسبت داده است .
ابن خاقان . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) رجوع به فتح بن خاقان شود.
ابن خاقان . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) سه تن از وزرای دربار عباسی باین عنوان مشهورند: ١ - ابوالحسن عبیداﷲبن یحیی بن خاقان، او از سال ٢٣٦ تا ٢٤٥ هَ .ق . وزارت خلیفه متوکل علی اﷲ داشته و بار دیگر از ٢٥٦ تا ٢٦٣ وزیر معتمد بوده و در سال اخیر درگذشته است . ٢ - ابوعلی محمد فرزند عبیداﷲ مذکور، او از زمان فوت پدر متصدی مناصب مهمه گشت و عاقبت در سال ٢٩٩ بوزارت رسید. و با اینکه مقتدر خلیفه را بدو اقبال و میلی نبوده بواسطه ٔ نفوذ یکی از زنان حرم در مقام خود باقی مانده است تا ٣٠١ که این مقام به علی بن عیسی بن جراح واگذارشده . وفات او٣١٢ است . ٣ - ابوالقاسم عبداﷲ فرزند محمد مذکور، در سال ٣١٢ وزیر شد و یک سال و نیم در این مقام ببود لیکن بعلت مخالفت نصر قشوری رئیس حُجّاب معزول و محبوس و اموال او مصادره گشت و٣١٤ درگذشت .