ابن حسام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن حسام . [ اِ ن ُ ح ُ ] (اِخ ) کنیت دو تن از شعرای ایران : ١ - شمس الدین محمد قهستانی . وفات ٩٨٢ هَ .ق . مثنوی خاورنامه مشتمل بر شرح غزوات امیرالمؤمنین علی علیه السلام از اوست . ٢ - جمال الدین بن حسام خوافی سرخسی هروی . وفات ٧٣٧ هَ.ق . مولد او بیکی از قراء نشابور، و چون مدتی در شهرهای خواف و سرخس و هرات بسر برده او را بهر یک از این سه شهر نسبت کنند. او سفری به هندوستان رفته و بایران بازگشته و در دربار آل کرت اعتباری داشته است .