ابن حجاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن حجاج . [ اِ ن ُ ح َج ْ جا ] (اِخ ) ابوالحسین مسلم بن حجاج بن مسلم قشیری نیشابوری . صاحب صحیح معروف بصحیح مسلم . او بحجاز و شام و مصر رحلت کرده و از یحیی بن یحیی نیشابوری و احمدبن حنبل و اسحاق بن راهویه و جز آنان حدیث شنود و چندین کرت به بغداد رفت و روات بغداد و ترمدی از او روایت دارند. و ابوعلی نیشابوری گوید در عالم کتابی در حدیث بصحت صحیح مسلم نیست . وفات او٢٦١ هَ .ق . در نیشابور بود و مدفن او در نصرآباد بیرون نیشابور است .
ابن حجاج . [ اِ ن ُ ح َج ْ جا ] (اِخ ) ابوعمر احمدبن محمدبن حجاج خطیب . در حدود اواخر مائه ٔ چهارم و نیمه ٔ اول مائه ٔ پنجم هجری میزیسته . کتاب مغنی در فن فلاحت مؤلَّف به سال ٤٤٦ هَ .ق . از اوست .و از این کتاب ابن بیطار و ابن عوام نام برده اند.
ابن حجاج . [ اِ ن ُ ح َج ْ جا ] (اِخ ) ابوعبداﷲ حسین بن احمدبن محمدبن جعفر. شاعری شیعی و مدیحه سرا. او پادشاهان و وزراء از آل بویه رامدح گفته و از دست عزالدوله بختیار چندی محتسب بغداد بوده است . طبع او در شعر بهزل می گرائیده، دیوان کامل او از میان رفته لکن شریف رضی قسمت جِدّ آنرا به نام النظیف من السخیف گرد کرده است . وفات ٣٩١ هَ .ق .