ابن جوزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن جوزی . [ اِ ن ُ ج َ ] (اِخ ) ابوالفرج عبدالرحمن بن علی ابوالفضائل جمال الدین بغدادی، منسوب به فرضةالجوز، محلی به بغداد. از علمای فقه و حدیث و متفنن در علوم دیگر مانند اخلاق و فلسفه و طب و تاریخ و جز آن . مولد او بغداد به سال ٥٠٨ هَ .ق . و نیز در همان شهر در ٥٩٧ وفات کرده است . او را در فنون مختلفه بیش از صد کتاب است از جمله : کتاب اخبارالبرامکه . تلقیح فهوم الاثر فی التاریخ و السیر. تنویر الغبش فی فضل السودان و الحبش . حسن السلوک الی مواعظ الملوک . الذهب المسبوک فی سیر الملوک . سیرةالعمرین . عجائب النساء. کتاب الالقاب . اللباب فی قصص الانبیاء. کتاب ما یلحن فیه العامة. المدهش . مناقب معروف الکرخی . مناقب الامام احمدبن حنبل . المنتظم فی تاریخ الامم . کتاب الفروسیة. صفةالصفوة و غیره . و ذهبی کتاب دیگری از او نام برده در زاج و صبغ و نیز کتابی منافعالطب داشته که نسخه ای از آن در کتابخانه ٔ بودلئین موجود است .
ابن جوزی . [ اِ ن ُ ج َ ] (اِخ ) شمس الدین ابوالمظفر یوسف بن قزاوغلو. نواده ٔ دختری ابوالفرج بن جوزی (٥٨٢-٦٤٤ هَ .ق .). ابتدا در کفالت جد خویش در بغداد به تحصیل علم پرداخت و درسال ٦٠٠ بسیاحت آغازید و پس از آن در دمشق اقامت گزیده بتدریس و تألیف پرداخت . او راست : کتاب تذکرة خواص الامة و این کتاب در ایران به طبع رسیده . و کتاب مرآت الزمان فی تاریخ الاعیان که ظاهراً چاپ نشده است .