ابن جنید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن جنید. [ اِ ن ُ ج ُ ن َ ] (اِخ ) نام یکی از زُهّاد. و از کتب اوست : کتاب المحبه .کتاب الخوف . کتاب الورع . کتاب الرهبان . (ابن الندیم ).
ابن جنید. [ اِ ن ُ ج ُ ن َ ] (اِخ ) ابوعلی محمدبن احمدبن جنید اسکافی . فقیهی شیعی، استاد مفید علیه الرحمه . بسیاری از فقهای معاصر از او روایت دارند و او به عراق عرب و ظاهراً در بغداد میزیسته و با معزالدوله ٔ دیلمی مکاتبات داشته و در فهرست کتب او جوابهای معزالدوله و هم پاسخهای مسائل سبکتکین دیده میشود. و او راست : کتاب الالفة. کتاب التراقی الی علی المراقی . کتاب نثر طوبی . کتاب ازالة الران عن قلوب الاخوان . کتاب احمدی . و ابن الندیم در کتاب الفهرست خویش که به سال ٣٧٧ هَ .ق . باتمام رسیده ابن جنید را قریب العهد خویش میخواند و نام دوازده کتاب از مصنفات او را می برد.