ابن بجده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن بجده . [ اِ ن ُ ب َ دَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب ) دانای حقیقت کار و کنه آن، و نظیر آن در زبان عرب هو ابن بعثطها و ابن ثامورها و ابن سرسورها و ابن ثراها و ابن مدینتها و ابن زوملتهاست : هو ابن بجدتها؛ او دانای بحقیقت آن امر است . ◄ دلیل . هادی . ◄ کسی که از گفته ٔ خود نگردد.