ابن بازیار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن بازیار. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) ابوعلی احمدبن نصربن الحسین البازیار الخراسانی . ندیم سیف الدوله . جد او نصربن الحسین از ناقله ٔ سرّمن رأی است . در خدمت معتضد خلیفه میزیست و در پرورش مرغان شکاری استاد بود. ابوعلی یکی از دانشمندان ادب است و به سال ٣٥٣ هَ .ق . درگذشته است . او راست : کتاب تهذیب البلاغه . کتاب اللسان . (از فهرست ابن الندیم ).
ابن بازیار. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲبن عمربن بازیار منجم . شاگردحبش بن عبداﷲ. او را در فن خود تألیفات چند است، ازجمله : کتاب الاهویه . کتاب الزیج . کتاب القرانات و تحویل سنی العالم . کتاب الموالید و تحویل سنیها. و حبش بن عبداﷲ استاد محمدبن عبداﷲ بازیار در نیمه ٔ اول قرن سیم هجری میزیست و معاصر با مأمون و معتصم خلیفه است .