ابن الارض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن الارض . [ اِ نُل ْ اَ ] (ع اِ مرکب ) غریب . مسافر. ◄ آن گیاه که زود دررسد و زود وابرسد. (مهذب الاسماء). ◄ گیاهی است مانند مو و آنرا میخورند. (منتهی الارب ).نوعی از تره ها. ◄ غدیر. (تاج العروس ). وظاهراً مصحف غریب یا غراب باشد. ◄ ذئب . گرگ . (المزهر). ◄ غراب . کلاغ . (المزهر).