ابطح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابطح . [ اَ طَ ](ع اِ) رود فراخ که در او سنگریزه ها باشد. رود فراخ که در او سنگریزه بود. (مهذب الاسماء). رود فراخ . رودخانه ٔ فراخ . جوی در سنگلاخ . رفتنگاه آب و سیل که در آن سنگریزه ٔ بسیار باشد. ◄ زمین فراخ هموار. هامون . زمین هامون . و مرادف آن بطیحه و بطحاء است . ابوزید گوید ابطح سیلگاه است تنگ باشد یا وسیع. ج، بطاح، اباطح، بطائح . و گفته اند که اباطح ج ِ ابطح، وبطائح ج ِ بطیحه، و بطاح و بطحاوات ج ِ بطحاء باشد.
ابطح . [ اَ طَ ] (اِخ ) جائی است بین مکه و منی و مسافت آن از هر دو بیک اندازه و شاید به منی نزدیکتر است و ازین جهت به مکه و منی هر دو نسبت داده میشود. و بعضی گویند ابطح، ذوطوی است و این سخن درست نباشد.