ابسته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابسته . [ اَ ب ِ ت َ / ت ِ ] (ص ) جاسوس و چاپلوس . مُنهی . کارآگاه . این کلمه را در فرهنگها انیشه و ایشه و در فرهنگ اسدی ابیشه نیز بهمین معنی ضبط کرده اندو شاهدی برای هیچیک نیاورده اند. تنها در فرهنگ اسدی آمده است : ابیشه، جاسوس بود. شهید گوید : در کوی تو ابیشه همی گردم ای نگار دزدیده تا مگرْت ببینم به بام بر. و ظاهراً صور دیگر، مصحف این صورت اخیر یعنی ابیشه است، رسم الخط قدیم اپیشه . رجوع به اپیشه شود.