ابزیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابزیم . [ اِ ] (معرب، اِ) زبانه ٔ پیش بند یعنی کمرسار. (دستورالاخوان قاضی محمد دهار). زبان مانندی که در یک سر کمربند باشد و در حلقه ٔ سر دیگر گردد. (منتهی الارب ). زبانه ٔ بربند. حلقه ٔ سینه بند. زبانه ٔ کمربند و کمرسار. (مهذب الاسماء). ابزام . ابزین . ج، ابازیم .