فرهنگ لغت

ابتسار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابتسار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) گشنی کردن شتر با ماده ای که هنوزبه گشنی نیامده باشد. (زوزنی ). ایغری کردن اشتر نر وقت اشتها. ◄ گشن دادن خرمابن پیش از وقت آن . ◄ حاجت خواستن پیش از وقت . ◄ آغاز کردن بچیزی . گرفتن تازه چیزی را. ◄ خفتن پای کسی . ◄ متغیر گردیدن رنگ .

معنی ابتسار | فرهنگ لغت