آیینه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) (اِ.) آینه، قاپ یا تاسی که نتوان حکم کرد که به چه شکلی نشستهاست.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآبگینه، آبگین، آینه، مرآتآیین، روال، روش، طریق، منوالواژه قبلی: آیینة کسی بودنواژه بعدی: آیینه بندان