آیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ)<BR>۱- (اِمص.) اسم مصدر از آمدن.<BR>۲- (اِ.)زمان بین بار دادن درختانی که یکسال در میان بار میدهند.<BR>۳- در کشاورزی به زمین آماده برای کشت میگویند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یِ) ۱- (اِمص.) اسم مصدر از آمدن. ۲- (اِ.)زمان بین بار دادن درختانی که یکسال در میان بار میدهند. ۳- در کشاورزی به زمین آماده برای کشت میگویند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آیش . [ ی ِ ] (اِ) زمینی که امسال بنوبت خود کاشته نشده . زمین نوبتی . چیمو. ولی . کشخان . کشتخان . کفشن . مرتاحه . ♦ آیش دادن ؛ کشت یک بخش از دو بخش زمین را به سال دیگر گذاشتن، و این برای قوت یافتن زمین باشد.