آکولاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ) [ فر. ] (اِ.) نمادی به شکل } {که هر گاه در طرفین یک عبارت ریاضی که معمولاً شامل کروشهاست قرار گیرد، مقصود حاصل آن عبارت است ؛ ابرو (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ) [ فر. ] (اِ.) نمادی به شکل } {که هر گاه در طرفین یک عبارت ریاضی که معمولاً شامل کروشهاست قرار گیرد، مقصود حاصل آن عبارت است ؛ ابرو (فره).
واژگان فارسی سره واژهدان
ابرو