آکنش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ نِ) (اِ.) آن چه که با آن درون چیزی را پر کنند. پشم یا پنبه که درون لحاف یا تشک یا جامه کنند. آکنه نیز گویند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ نِ) (اِ.) آن چه که با آن درون چیزی را پر کنند. پشم یا پنبه که درون لحاف یا تشک یا جامه کنند. آکنه نیز گویند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آکنش . [ ک َ ن ِ ] (اِمص ) اسم مصدر و عمل آکندن . ◄ (اِ) آکنه . حشو : چون راست بود خوب نماید سخن در خوب جامه خوب شود آکنش . ناصرخسرو. آن طبع را که علم و سخاوت شعار نیست از عالمیش فخر و ز زفتیش عار نیست جز چشم زخم امت و تعویذ بخل نیست جز رد چرخ و آکنش روزگار نیست . سنائی .