آژیریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.)<BR>۱- هوشیار کردن.<BR>۲- خبردار کردن.<BR>۳- فریاد زدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.) ۱- هوشیار کردن. ۲- خبردار کردن. ۳- فریاد زدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آژیریدن . [ دَ ] (مص ) هشیار کردن . ◄ بانگ زدن . خروشیدن . ◄ آگاهانیدن . خبردار کردن . خبردار گفتن . اعلام . اعلان . ◄ مهیا ساختن .