آژان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فر. ] (اِ.)<BR>۱- نماینده، کارگزار.<BR>۲- پاسبان.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ فر. ] (اِ.) ۱- نماینده، کارگزار. ۲- پاسبان.
مترادف و متضاد واژهدان
پاسبان، پلیس نماینده عامل، کارگزار
واژگان فارسی سره واژهدان
نماینده، نماینده، مزدور، گماشته، کارگزار، پاسبان