آچمز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ تر. ] (اِ.)اصطلاحی است درشطرنج، و حالت مهرهای که اگر آن را از جوار شاه بردارند، شاه کیش میشود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ تر. ] (اِ.)اصطلاحی است درشطرنج، و حالت مهرهای که اگر آن را از جوار شاه بردارند، شاه کیش میشود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آچمز. [ م َ] (ترکی، ص ) (ظ. از ترکی ِ آچلمز به معنی باز نمی شود) مهره ای که اگر آن را برگیرند شاه شطرنج زده شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
کیشبست، کیش بست، زبانزد شترنگ