فرهنگ لغت

آویزان کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

فروهشتن، افکندن، پایین انداختن، آویختن، آویزه کردن معلق کردن، به‌تأخیر انداختن، به‌تعویق انداختن اخراج کردن، طرد کردن

معنی آویزان کردن | فرهنگ لغت