آورنجن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(وَ رَ جَ) (اِمر.)<BR>۱- دست بند، دست برنجن.<BR>۲- خلخال، پای آورنجن.<br>واژه قبلی: آوردیدنواژه بعدی: آورند