آهوپا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آهوپا. (ص مرکب، اِ مرکب ) آهوپای . بنا یا خانه ٔ آهوپای ؛ خانه ٔ شش پهلو. خانه ٔ مسدس . خانه ٔ شش ضلعی . خانه ٔ مسدس الاضلاع : ای مبارک بنای آهوپای آهویی در تو نافریده خدای . ابوالفرج رونی . ◄ گچ بریهای برجسته بر آسمانه ٔ خانه آویخته چون پای آهو. مقرنَس . مقرنس کاری . و بهر دو معنی، پاآهو و پاآهوی نیز گویند. ♦ آهوپای شدن ؛ گریختن . سخت بشتاب دویدن : زآن بساط ددان آهن خای کرده با هم دو آتش آهوپای (کذا). امیرخسرو دهلوی .