آهن داغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِمر.)<BR>۱- داغ کردن بخشی از پوست تن جانور با آهن تفته برای نشان گذاشتن یا مداوا.<BR>۲- فرو بردن آهن تفته در آب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِمر.) ۱- داغ کردن بخشی از پوست تن جانور با آهن تفته برای نشان گذاشتن یا مداوا. ۲- فرو بردن آهن تفته در آب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آهن داغ . [ هََ ] (اِ مرکب ) عمل سوختن جزئی از پوست تن جانور را با آهن تفته برای نشان و علامت یا مداوا و چاره ٔ دردی . کَی ّ. کاویا. ◄ آهنی که برای داغ کردن بکار است . داغینه . ◄ عمل فروبردن آهن تفته در آب . آهن تاب . ♦ آهن داغ کردن آبی را ؛ آهن تاب کردن آن .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی