آنچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آنچ . (ضمیر + حرف ربط) مخفف آنچه : بیاورد جاماسب آنچ او بخواست بپوشید و آنگاه برپای خاست . فردوسی . هرآنچ آفریده ست جفت آفرید گشاده ز راز نهفت آفرید. فردوسی . وآنچ او خَلَق شود چه بود؟ مُحْدَث هر عاجز این بداند و نادانی . ناصرخسرو. غافل کی بود خداوند از آنچ رفت در این سبز و بلند آسیاش . ناصرخسرو. توانائی و آفرینش تراست همی سازی آن کز تو آنت سزاست تو آنچ از پیمبر رسیدت بگوش بفرمان بجای آر و آن را بکوش . اسدی .