آماه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آماه . (اِ) آماس . ورم . نفخ . تمیدگی . تورم . انتفاخ . تهبّج . دُروء. باد. بادکردگی . تفرق : ز بس دم تو که خوردم به نای می مانم که در میانه ٔ دفّم پدید شد آماه . نجیب جرفادقانی . پس عجب نیست که با جنس ذبولی که وراست تره را بر سر خوان تو بگیرد آماه . نجیب جرفادقانی . شیر کز مالش عدل تو دباغت یابد گردنش نرم تر از نیفه ٔ روباه بود خصمت ار فربهئی یافت ز معجون غرور چه شود، فربهی طبل ز آماه بود. شرف شفروه .