فرهنگ لغت

آماده کار

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

حاضر به‌خدمت، مأمور، مسئول، اعزامی، عهده‌دار، متعهد، متقبل، متکفل، متولی، مسئولیت‌پذیر متهور، پیشقدم ماجراجو

معنی آماده کار | فرهنگ لغت