آلتون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آلتون . (ترکی، اِ) زر. ذَهَب : تو همی سوز این ضعیفان را که هین جامه بکش تو همی زن این یتیمان را که هان آلتون بیار. کمال اسماعیل . ◄ نامی از نامهای اماء و کنیزکان ترک : طاس و مندیل و گِل از آلتون بگیر تا بگرمابه رویم ای ناگزیر. مولوی .