آلاکلنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آلاکلنگ . [ ک ُ ل َ ] (اِ مرکب ) آله کُلو. ذروح . ج، ذراریح .
آلاکلنگ . [ آل ْ لا ک ُ ل َ ] (اِ مرکب ) دو چوب برهم نهاده است متقاطع که دو کس بر دو سر چوب زبرین نشینند و بنوبت بزیر و بالا شوند، و این عمل را نیز آلاّکلنگ نامند.