آل تمغا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آل تمغا. [ ت َ ] (ترکی، اِ مرکب ) (از: آل فارسی، سرخ + تمغا، خاتم ) مُهر با مرکّب سرخ که سلاطین مغول بر یرلیغها می نهاده اند. و آن را «آل » تنها نیزمیگفته اند. ◄ فرمان زرنشان : نبشتند فرمان نهادند آل که آن است نقش خجسته بفال . زجاجی . ز بیم خاتم القاب تو نهادستند بحکم یرلیغ از آل ایلخان یاقوت . نزاری قهستانی . بر مثال عید گردون از شفق چون آل زد شکل طغری بین که بر بالای آل آمد پدید. سلمان ساوجی . خون بدخواهان او آل است بر حکم اجل آنچنان حکم آل تمغا برنتابد بیش از این . سلمان ساوجی . بهر عزل عامل منسوب (کذا) و نصب نامیه آل تمغائیست از سلطان دریابار گل . کاتبی . روز محشر سرخ رو چون لاله برخیزد ز خاک آل تمغای شهادت هرکه دارد بر جبین . صائب . نه هر تن لایق تشریف شاهی است شهادت آل تمغای الهی است . صائب . و رجوع به آل طمغی ̍ و اَل طمغی ̍ شود.